دعای یا من لا تحل
1041 بازدید
تاریخ ارائه : 3/17/2013 9:15:00 PM
موضوع: اخلاق و عرفان

مرحوم دولابی نقل کردند که:

در همسايگي مرحوم شهيد مطهري خانم بي‌حجابي زندگي مي‌كرد كه يك باره چادري شده بود. خودش تعريف كرده بود كه ما اصلاً اهل ديانت نبوديم. يك بار به قصد تفريح با شوهرم به مشهد رفتيم و چند روزي كه آن‌جا بوديم در تفريحگاه‌ها گذرانديم. روز آخر كه مي‌خواستيم به تهران برگرديم من از خيابان جلوي حرم مطهر امام رضا(ع) عبور مي‌كردم كه از خيابان نگاهم به ايوان حضرت افتاد. سلامي كردم و رد شدم. شب خواب ديدم كه حضرت رضا(ع) فرمودند: كسي كه دعاي يا من تحل به عقد المكاره(كه در مفاتيح‌الجنان و صحيفه سجاديه است) را بخواند ما دست او را مي‌گيريم. بعد از بيدار شدن از خواب آن دعا را خواندم و تمام زندگيم متحول شد و روح ديانت بر زندگي ما حاكم شد. ائمه(عليهم‌السلام) حتي كوچكترين اظهار ارادت و محبتي را بي‌پاسخ نمي‌گذارند. مصباح الهدی، ص283 و 284

سید ین طاووس در مهج الدعوات نقل می کند که:

يسع بن حمزه قمى گفته است:

عمر بن مسعده وزير معتصم مرا در فشار قرار داد و در وضع نابسامانى قرار گرفتم بطورى كه بر جان خود بيمناك شدم و ترسيدم بچه‏هايم بفقر و تنگدستى مبتلا شوند نامه‏اى براى مولايم ابو الحسن امام هادى عليه السّلام نوشتم و شكايت ناراحتى خود را بايشان نمودم در جواب نوشت هيچ باكى بر تو نيست ناراحت نباش خداوند را بوسيله اين كلمات بخوان بزودى نجاتت خواهد داد و فرج نصيبت مى‏گردد زيرا آل محمّد صلى اللَّه عليه و آله‏ هر گاه گرفتار بلا و يا دشمنان و يا تنگدستى و ناراحتى مى‏شوند با همين دعا مى‏خوانند. (دعای یا من تحل)

يسع بن حمزه گفت:

خدا را با همين كلمات خواندم اول صبح هنوز بخدا قسم چيزى از روز برنيامده بود كه پيكى از طرف عمرو بن مسعده آمد كه وزير ترا ميخواهد از جاى حركت كرده پيش او رفتم همين كه چشمش بمن افتاد تبسمى كرد دستور داد غل و زنجير را از گردنم بردارند و امر كرد برايم خلعت بياورند و مرا معطر نمود و خيلى احترام كرد و نزديك خود نشاند شروع كرد با من بصحبت كردن و عذر و پوزش خواستن هر چه از من گرفته بود باز گرداند و بسيار گرامى داشت، بالاخره مرا بهمان ناحيه‏اى كه قبلا فرمانروا بودم فرستاد دهات اطراف آن را نيز بر قسمت مأموريت من اضافه نمود.